یک زندانی محکوم به اعدام در تلاش برای دریافت دادرسی مجدد از دیوان عالی، متحد شگفتانگیزی پیدا کرده است: دو نفره افسانهای شعبدهباز پن و تلر.
استادان توهم، که اغلب از تخصص خود برای رد اطلاعات گمراه کننده استفاده کردهاند، یک لایحه دوستانه در حمایت از قضات در حال بررسی محکومیت اعدام چارلز دان فلورس در سال ۱۹۹۹ ارائه کردند، که به جرم قتل الیزابت بلک ۶۴ ساله در فارمرز برنچ، تگزاس مجرم شناخته شده بود.
در سال ۱۹۹۸، همسر بلک به خانه بازگشت و او را مرده یافت و خانه در یک سرقت بد شده به هم ریخته بود، و همسایگان گزارش دادند که دو مرد را دیدهاند که با یک فولکس واگن بیتل با رنگهای روانگردان در زمان قتل به خانه رسیدهاند.
این محکومیت مدتهاست که بحثبرانگیز بوده است؛ فلورس با توصیف همدست مطابقت نداشت، یک مدرک معتبر داشت و فرد دیگری در نهایت به قتل اعتراف کرد. با این حال، او تا حدی بر اساس شهادت جیل بارگینر، همسایه قربانی، که اطلاعات را پس از انجام هیپنوتیزم توسط پلیس ارائه داده بود، محکوم شد.
در لایحه دوستانه خود به دیوان عالی که خواستار دادرسی مجدد بود، که توسط ناظر حقوقی جان الوود مشخص شد، پن و تلر توضیح دادند که تکنیکهایی که پلیس برای شناسایی شاهد استفاده کرده همان چیزی است که خودشان برای فریب دادن تماشاگران در نمایشهای توهم خود استفاده میکنند.
"ترفندهای پن و تلر به دانستن نحوه عملکرد حافظه متکی است،" در لایحه بیان شد. "و - برخلاف آنچه یک افسر-هیپنوتیزمکننده به شاهد کلیدی دادستانی در پرونده آقای فلورس گفته است - مانند یک ضبط کننده ویدیویی کار نمیکند. مغز 'نمیتواند به عقب برگردد و دوباره تلاش کند'... پیشنهاد غیر از این نه تنها مزخرف بلکه خطرناک است."
"افسانه اینکه حافظه یک ضبط ویدیویی است که در یک سینمای خصوصی در مغز شما پخش میشود، یکی از بزرگترین دروغها درباره هیپنوتیزم است،" لایحه ادامه داد. "و تکیه بر آن دروغ میتواند آسیب جدی وارد کند - بهویژه زمانی که هیپنوتیزم به عنوان یک ابزار بازیابی حافظه یا یک تکنیک تحقیقاتی برای اجرای قانون ارائه شود، همانطور که برای شاهد کلیدی خانم بارگانیر در پرونده آقای فلورس بود."
در سالهای اخیر، زندانیان محکوم به اعدام نبردی بهویژه سخت در دیوان عالی داشتهاند، با قضاتی که اغلب از بررسی حتی پروندههایی با مشکلات قابل توجه امتناع میکنند.

