نوشته اسکات لوکاس، استاد سیاست بینالملل، موسسه کلینتون، دانشگاه کالج دوبلین.
درگیری در خاورمیانه ادامه دارد و هیچ نشانهای از کاهش آن دیده نمیشود. جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی به حملات خود به اهداف داخل ایران ادامه دادهاند که باعث حملات تلافیجویانه در سراسر منطقه شده است. یک زیردریایی آمریکایی همچنین یک کشتی نیروی دریایی ایران را در سواحل سریلانکا غرق کرده که دستکم 80 نفر کشته شدهاند، در حالی که دفاعهای ناتو یک موشک در مسیر ترکیه را رهگیری کردهاند.
مقامات آمریکایی که در ابتدا پیشبینی میکردند درگیری در ایران چهار تا پنج هفته طول بکشد، اکنون هشدار میدهند که ممکن است بسیار طولانیتر ادامه یابد. پیت هگست، وزیر دفاع، در تاریخ 4 مارس به خبرنگاران گفت: "ما در حال تسریع هستیم، نه کاهش سرعت" و افزود که "بمبافکنها و جنگندههای بیشتری امروز در حال ورود هستند". ما از اسکات لوکاس، کارشناس خاورمیانه، پرسیدیم که وضعیت تا چه حد خطرناک شده است.
زمانی که رژیم ایران، ساعاتی پس از حملات هوایی اولیه آمریکا-اسرائیل که بعداً مشخص شد رهبر عالی ایران آیتالله علی خامنهای را کشته است، تلافی کرد، این دیگر فقط یک جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران نبود. تهران که در جنگ 12 روزه سال 2025 از تلافی فراتر از اسرائیل خودداری کرده بود، این را به سراسر منطقه کشانده بود.
این یک جنگ در کشورهای حاشیه خلیج فارس بود، جایی که ایران نه تنها به پایگاههای آمریکایی بلکه به مناطق صنعتی، بنادر و نفتکشها نیز شلیک کرد. این یک جنگ در لبنان بود، جایی که اسرائیل به شلیک موشکهای حزبالله با حملات هوایی و گسترش اشغال خود در جنوب کشور پاسخ داد. این احتمال گسترش جنگ به عراق بود، جایی که ارتش آمریکا و سیا ممکن است از کردهای ایرانی برای تهاجم فرامرزی حمایت کنند.
اکنون احتماناً این یک جنگ فراتر از خاورمیانه نیز هست. یک پهپاد به پایگاه RAF آکروتیری بریتانیا در قبرس حمله کرد و یک موشک ایرانی در حال پرواز به سمت ترکیه رهگیری شده است. پهپادها به یک فرودگاه و مدرسه در آذربایجان حمله کردهاند. ایران مسئولیت را رد کرده است اما رئیسجمهور آذربایجان، ایلهام علیاف، نیروهای مسلح خود را در آمادهباش بالا قرار داده است.
البته جنگ همیشه خطرناک است، اما این درگیری با شکستن هرگونه "قوانین بازی" بینالمللی تشدید شده است. آمریکا و اسرائیل آشکارا قوانین بینالمللی را نقض کردهاند. آنها رئیس کشور دیگری و مقامات ارشد او را ترور کردهاند.
سازمان ملل متحد میتواند حملات را محکوم کند، اما این به راحتی توسط اسرائیل و آمریکا نادیده گرفته خواهد شد. دونالد ترامپ به طور تاریخی توجه کمی به انتقادات سازمان ملل داشته است و در ژانویه گفت که قدرت او فقط توسط "اخلاق خودش" محدود میشود. کشورهای اروپایی میتوانند خواستار کاهش تنش شوند، اما تقریباً همه آنها اکنون کار با آمریکا در دفاع از موقعیتهای تهدیدشده توسط ایرانیان را در اولویت قرار دادهاند.
چین موضع محتاطانهای را حفظ میکند و روسیه خوشحال خواهد بود که توجه از تهاجم آن به اوکراین منحرف میشود. اگر رژیم ایران تسلیم نشود، به نظر نمیرسد کسی یا چیزی قادر به کنترل حملات آمریکا و اسرائیل باشد - و در نتیجه شوکهای تلافیجویانه در سراسر منطقه و فراتر از آن.
ناتو قبلاً درگیر شده است. زمانی که ایران فراتر از خاورمیانه رفت تا قبرس و ترکیه را تهدید کند، آن بلوک مجبور شد اقدام کند. با این حال، در حالی که نیروهای ناتو موشک در مسیر حریم هوایی ترکیه را سرنگون کردند، اتحاد هنوز در مورد فعال کردن ماده 5 (توافقی که حمله به یک عضو ناتو به عنوان حمله به همه تلقی میشود) بحث نمیکند.
اتحاد همچنین به صورت کلامی در درگیری مشارکت کرده است تا اطمینان حاصل کند که اردوگاه ترامپ امنیت اوکراین و اروپا را در نقطه حساسی از مذاکرات برای پایان دادن به تهاجم روسیه به اوکراین رها نکند. مارک روته، دبیرکل ناتو، که قبلاً به دلیل نامیدن ترامپ "بابا" شناخته شده است، با وجود محکومیت برخی از اعضای ناتو مانند اسپانیا، ستایش کاملی از جنگ کرده است.
روته در مصاحبه اخیر با یک کانال تلویزیونی آلمانی گفت: "کاری که آمریکا در اینجا به همراه اسرائیل انجام میدهد واقعاً مهم است، زیرا ظرفیت ایران را برای دستیابی به قابلیت هستهای از بین میبرد و تضعیف میکند."
احتمالاً کشورهای حاشیه خلیج فارس از ترور رهبر عالی ایران و دیگران در محیط او خوشحال هستند. خامنهای برای دههها استراتژی گسترش نفوذ ایران در سراسر خاورمیانه را دنبال کرده بود - تهدید مستقیم سلطنتهای خلیج فارس. با این حال، آنها از دیدن تغییر رژیم بیزار هستند و از بینظمی و بیثباتی که عراق را پس از حمله آمریکا در سال 2003 مشخص کرد، میترسند.
آنها سعی کردهاند دولت ترامپ را عقب بکشانند - ابتکار قطر برای متقاعد کردن ترامپ برای یافتن راه خروج قابل توجه است - اما باید این کار را بیسروصدا انجام دهند. مخالفت آشکار با رئیسجمهور آمریکا خطر اختلال جدیتر در وضعیت سیاسی و اقتصادی را دارد، بدون هیچ تضمینی که ترامپ تحریکشده گوش کند.
به دلیل اختلاف بین کشورهای حاشیه خلیج فارس، پیچیدگی بیشتری وجود دارد. عربستان سعودی، قطر و کویت بخشی از سرزنش برای افزایش خصومتها در خاورمیانه را بر امارات متحده عربی و بحرین، به دلیل سیاست عادیسازی روابط با اسرائیل، میگذارند. آنها ادعا میکنند که این امر دولت اسرائیل بنیامین نتانیاهو را جسورتر کرده است.
تاکنون، فشار بیسروصدا برای کاهش تنش موفق نبوده است. ترامپ در 3 مارس بدون نام بردن از قطر یا شریک دیگر خلیج فارس، گفت که مذاکرهای با تهران وجود نخواهد داشت.
با موفق نبودن طرح A برای تسلیم رژیم تاکنون، اردوگاه ترامپ مجبور شده است در مورد اقدام بعدی فکر کند. بمباران بیشتر و تهاجم توسط نیروهای زمینی دو گزینه هستند، همچنین حمایت از شورش کردهای ایرانی.
به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا و مشاوران ارشد او (همراه با متحدان اسرائیلیشان) ممکن است گزینه کردی را انتخاب کنند. طبق گزارشها، ترامپ در روزهای اخیر با رهبران اقلیت کرد تماس گرفته تا در صورت ورود به درگیری، "پوشش هوایی گسترده آمریکا" و حمایتهای دیگر را به آنها پیشنهاد دهد.
اما رژیم ایران بدون شک ارتش خود را علیه شورشیان آزاد خواهد کرد و غرب کشور را به آشفتگی بیشتری خواهد انداخت. و این توجیهی خواهد داشت تا ایرانیان را در اطراف ملت گرد هم آورد، علیرغم اعتراضات گستردهای که در ژانویه سرکوب شدند.
حتی اگر آمریکا بتواند از شورش در جدا کردن بخشی از ایران حمایت کند، چه اتفاقی برای بقیه کشور میافتد؟ طرح B چه چیزی غیر از بیثباتی و تکهتکه شدن که میتواند موازی با عراق پس از 2003 باشد، ارائه میدهد؟
این اطمینان نمیدهد که تلافی رژیم به زودی متوقف شود. در همین حال، ارتش آمریکا با کمبود رهگیرها مواجه است که - اگر قدرت آتش ایران مصرف نشده باشد - تهدیدی که کشورهای حاشیه خلیج فارس با آن مواجه هستند را حفظ میکند.


