BitcoinWorld
لایه حیاتی هوش مصنوعی سازمانی: چگونه استراتژی نابغانه Glean هوش را در زیر اینترفیس میسازد
دوحه، قطر – 2025/07. در حالی که غولهای فناوری برای کنترل اینترفیس هوش مصنوعی سازمانی در حال نبرد هستند، یک تحول اساسی در زیر سطح در حال وقوع است. Glean، شرکتی که به عنوان یک ابزار جستجوی سازمانی آغاز شد، اکنون در حال اجرای یک استراتژی محوری است: ساخت لایه هوش ضروری که مدلهای زبانی بزرگ (LLM) قدرتمند اما عمومی را به زمینه خاص و مجاز یک کسبوکار متصل میکند. این رویکرد، که توسط مدیرعامل Arvind Jain در وب سامیت قطر توضیح داده شد، چالش اصلی پذیرش هوش مصنوعی سازمانی را برطرف میکند—انتقال از نمایشهای چشمگیر به استقرار امن و مقیاسپذیر.
چشمانداز هوش مصنوعی سازمانی در حال حاضر تحت سلطه رقابت قابل مشاهده در سطح اینترفیس است. مایکروسافت Copilot را در مجموعه آفیس خود ادغام میکند، در حالی که گوگل به طور تهاجمی Gemini را در سراسر Workspace یکپارچه میسازد. علاوه بر این، آزمایشگاههای پیشرو هوش مصنوعی مانند OpenAI و Anthropic مستقیماً به شرکتها میفروشند، و تقریباً هر پلتفرم SaaS اکنون شامل یک دستیار هوش مصنوعی است. در نتیجه، تمرکز بازار بر روی پنجره چت یا افزونه نوار کناری متمرکز شده است. با این حال، سفر هفتساله Glean آن را متفاوت قرار داده است. این شرکت که در ابتدا به عنوان یک ابزار جستجوی "گوگل برای سازمان" طراحی شده بود، کار عمیق خود در فهرستبندی و درک اتصالات در سراسر پشته SaaS یک شرکت—از Slack و Jira تا Google Drive و Salesforce—به مزیت بنیادی آن تبدیل شده است. این زمینه تاریخی برای درک موقعیت فعلی بازار آن حیاتی است.
Arvind Jain موضوع اصلی را با وضوح بیان میکند. "مدلهای هوش مصنوعی خود واقعاً چیزی در مورد کسبوکار شما نمیدانند،" او در طول ضبط پادکست Equity اظهار داشت. "آنها نمیدانند افراد مختلف چه کسانی هستند، نمیدانند شما چه نوع کاری انجام میدهید، چه نوع محصولاتی میسازید." بنابراین، یک LLM میتواند متن تولید کند اما نمیتواند به طور قابل اعتماد بر روی دادههای اختصاصی که نمیتواند به آنها دسترسی داشته باشد یا آنها را درک کند، عمل کند. این شکاف خطرات قابل توجهی ایجاد میکند، از جمله توهمات، نشت دادهها و خروجیهای نامربوط. پیشنهاد Glean این است که قبلاً این زمینه پیچیده کسبوکار را ترسیم کرده و اکنون میتواند به عنوان یک لایه خنثی بین مدل و جهان دادههای سازمانی قرار گیرد.
راهحل Glean یک محصول واحد نیست، بلکه یک پلتفرم چندلایه است. Glean Assistant، یک اینترفیس چت، اغلب به عنوان نقطه ورودی مشتری عمل میکند. با این حال، Jain استدلال میکند که محرک واقعی حفظ، زیرساخت زیر آن است که بر سه رکن اصلی ساخته شده است.
1. دسترسی و انتزاع مدل: Glean به عنوان یک تابلوی برق برای LLMها عمل میکند. به جای قفل کردن یک سازمان در یک ارائهدهنده واحد مانند GPT-4 یا Claude، پلتفرم Glean به شرکتها اجازه میدهد از مدلهای اختصاصی و متنباز پیشرو استفاده کنند، ترکیب کنند یا بین آنها جابجا شوند. این انعطافپذیری در برابر قفل شدن فروشنده محافظت میکند و امکان استفاده از بهترین مدل برای یک کار خاص را فراهم میآورد. Jain آزمایشگاههای هوش مصنوعی را به عنوان شرکا میبیند، نه رقبا، و بیان میکند: "محصول ما بهتر میشود زیرا قادر هستیم از نوآوری که آنها در بازار انجام میدهند، استفاده کنیم."
2. اتصالدهندههای سیستم عمیق: هوش واقعی نیازمند اقدام است. Glean به طور عمیق با سیستمهای اصلی سازمانی—Slack، Jira، Salesforce، Google Drive—یکپارچه میشود تا جریان اطلاعات را درک کند و، به طور حیاتی، به عوامل هوش مصنوعی اجازه دهد اقداماتی را در درون آن ابزارها انجام دهند. این هوش مصنوعی را فراتر از مکالمه به اتوماسیون گردش کار منتقل میکند.
3. حاکمیت و بازیابی آگاه از مجوزها: این مسلماً حیاتیترین مؤلفه برای پذیرش سازمانی در مقیاس بزرگ است. "شما باید یک لایه حاکمیت آگاه از مجوزها و لایه بازیابی بسازید،" Jain تأکید کرد. سیستم باید بداند چه کسی سؤالی را میپرسد تا پاسخها را بر اساس حقوق دسترسی آنها فیلتر کند. همچنین خروجیها را در برابر اسناد منبع تأیید میکند، استنادها را تولید میکند و از توهمات جلوگیری میکند. این لایه حاکمیت تمایزدهنده کلیدی بین یک پایلوت بخشی و یک استقرار سازمانی است.
سرمایهگذاران اعتقاد قوی به این تز میانافزار را نشان دادهاند. در 2025/03، Glean 150 میلیون دلار سری F جمعآوری کرد و ارزش آن را تقریباً دو برابر به 7.2 میلیارد دلار رساند. برخلاف آزمایشگاههای هوش مصنوعی مرزی با هزینههای محاسباتی عظیم، Glean یک مدل کارآمد از نظر سرمایه و مبتنی بر نرمافزار با یک کسبوکار به سرعت در حال رشد را اداره میکند. با این حال، یک سؤال استراتژیک قابل توجه باقی میماند: آیا این لایه مستقل میتواند زمانی که غولهای پلتفرم مانند مایکروسافت و گوگل عمیقتر به پشته هوش مصنوعی فشار میآورند، زنده بماند؟ این شرکتها سطح گستردهای را در گردشهای کاری سازمانی کنترل میکنند و هوش مصنوعی را مستقیماً یکپارچه میسازند.
استدلال متقابل Jain بر بیطرفی و انتخاب متکی است. او ادعا میکند که سازمانها نمیخواهند در یک مدل واحد یا اکوسیستم یک مجموعه بهرهوری واحد قفل شوند. یک لایه هوش مستقل و خنثی، انعطافپذیری استراتژیک را ارائه میدهد و به کسبوکارها اجازه میدهد مدلهای بهترین در کلاس خود را انتخاب کنند و دادهها را در یک محیط نرمافزاری ناهمگن متصل کنند، نه فقط در باغ دیواری یک فروشنده. دور اخیر تأمین مالی نشان میدهد که بسیاری از سرمایهگذاران با این ارزیابی از روانشناسی خریدار سازمانی موافق هستند.
تأثیر عملی این لایه در حال تسریع استقرار امن هوش مصنوعی است. سازمانهای بزرگ نمیتوانند به سادگی تمام دادههای داخلی را در یک مدل بریزند و امیدوار باشند که یک برنامه پوششی بعداً مجوزها را مرتب کند. سیستم Glean کنترلهای لازم را از همان ابتدا فراهم میکند. به عنوان مثال، یک کارمند در بازاریابی میتواند سؤالی در مورد نقشه راه محصول بپرسد و پاسخی را که از اسناد در Confluence، بحثها در Slack و تیکتها در Jira ترکیب شده است، دریافت کند—اما فقط اگر آنها حقوق مشاهده همه آن منابع را داشته باشند. یک همکار مالی که همان سؤال را میپرسد ممکن است پاسخ متفاوتی با دامنه مناسب دریافت کند. این درک ظریف چیزی است که هوش مصنوعی مولد را از یک تازگی به یک ابزار سازمانی قابل اعتماد تبدیل میکند.
مسابقه هوش مصنوعی سازمانی بسیار فراتر از اینترفیس چتبات گسترش مییابد. استراتژی Glean نیاز حیاتی، اگرچه کمتر قابل مشاهده، به یک لایه هوش را که مدلهای مولد قدرتمند را به واقعیت پیچیده و کنترلشده دادهها و گردشهای کاری کسبوکار متصل میکند، برجسته میکند. با تمرکز بر انتزاع مدل، یکپارچگی عمیق سیستم و حاکمیت قوی، Glean در حال رفع موانع اساسی پذیرش هوش مصنوعی سازمانی در مقیاس است. همانطور که بازار در سال 2025 و بعد از آن بالغ میشود، این رویکرد متمرکز بر زیرساخت ممکن است به اندازه خود مدلها از نظر استراتژیک حیاتی باشد و تعیین کند نه فقط چه کسی از هوش مصنوعی استفاده میکند، بلکه چگونه میتوانند آن را به طور ایمن و مؤثر در سراسر سازمان استفاده کنند.
Q1: "لایه هوش هوش مصنوعی" در نرمافزار سازمانی چیست؟
لایه هوش هوش مصنوعی زیرساخت میانافزاری است که بین مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و دادهها و برنامههای داخلی یک شرکت قرار میگیرد. زمینه را فراهم میکند، مجوزها را مدیریت میکند، ارتباط دادهها را تضمین میکند و به مدلهای مختلف هوش مصنوعی اجازه میدهد به طور ایمن با سیستمهای سازمانی کار کنند.
Q2: Glean چگونه با مایکروسافت Copilot یا گوگل Gemini متفاوت است؟
در حالی که Copilot و Gemini دستیارهای هوش مصنوعی هستند که به طور عمیق در مجموعههای بهرهوری خاص (Microsoft 365، Google Workspace) یکپارچه شدهاند، Glean قصد دارد یک پلتفرم خنثی باشد که چندین مدل هوش مصنوعی را به دادهها در سراسر کل اکوسیستم نرمافزاری یک شرکت، صرف نظر از فروشنده، با تمرکز قوی بر حاکمیت بین پلتفرمی متصل میکند.
Q3: چرا حاکمیت برای هوش مصنوعی سازمانی بسیار مهم است؟
حاکمیت تضمین میکند که پاسخهای هوش مصنوعی به مجوزهای دسترسی دادههای کاربر احترام میگذارد، از افشای اطلاعات حساس جلوگیری میکند، توهمات را با پایهگذاری پاسخها در منابع تأیید شده کاهش میدهد و مسیرهای حسابرسی را فراهم میآورد. برای انطباق، امنیت و استقرار قابل اعتماد در مقیاس ضروری است.
Q4: "انتزاع مدل" به چه معناست؟
انتزاع مدل توانایی استفاده از چندین مدل هوش مصنوعی (به عنوان مثال، از OpenAI، Anthropic، Google یا متنباز) از طریق یک پلتفرم واحد است. به سازمانها اجازه میدهد بهترین مدل را برای یک کار انتخاب کنند، از قفل شدن فروشنده اجتناب کنند و به راحتی مدلهای جدید را با تکامل فناوری اتخاذ کنند.
Q5: آیا شرکتی مانند Glean میتواند با پلتفرمهای فناوری بزرگ رقابت کند؟
تز رقابت Glean بر ارائه بیطرفی و انعطافپذیری بهترین در نوع خود متکی است. بسیاری از سازمانها از نرمافزار چندین فروشنده استفاده میکنند و ممکن است یک لایه مستقل را که همه چیز را متصل میکند ترجیح دهند نسبت به اینکه به اکوسیستم هوش مصنوعی یکپارچه اما محدود یک پلتفرم وابسته باشند. ارزش اخیر 7.2 میلیارد دلاری آن نشاندهنده اعتقاد قوی سرمایهگذار به این موقعیت بازار است.
این پست لایه حیاتی هوش مصنوعی سازمانی: چگونه استراتژی نابغانه Glean هوش را در زیر اینترفیس میسازد ابتدا در BitcoinWorld ظاهر شد.


