نویسنده: پیتر دیاماندیس
گردآوری: Deep Tide TechFlow

خلاصه عمیق: این مقاله که توسط سرمایهگذار باتجربه پیتر دیاماندیس نوشته شده، گفتگوی عمیق او با کتی وود، بنیانگذار ARK Invest، را در مورد گزارش "ایدههای بزرگ 2026" خلاصه میکند. پیام اصلی مقاله این است که ما در یک نقطه عطف فناوری که یک بار در 125 سال اتفاق میافتد قرار داریم، که در آن هوش مصنوعی، رباتیک، ذخیرهسازی انرژی، بلاک چین و پلتفرمهای توالییابی چندگانه در حال همگرایی تصاعدی بیسابقهای هستند.
نویسنده نه تنها پیشبینی صعود BTC به 1.5 میلیون دلار را تکرار میکند، بلکه به روندهای پیشرفتهای مانند انتقال مراکز داده به آسمان، احیای هستهای و چگونگی تغییر بنیادین صنعت خودرو توسط رانندگی خودکار میپردازد. برای سرمایهگذاران Web3 و کارآفرینان فناوری، این یک راهنمای عملی است درباره چگونگی موقعیتیابی سرمایه و اقدام در پنج سال آینده.
من به تازگی یک اپیزود شگفتانگیز پادکست WTF را با کتی وود، بنیانگذار و مدیرعامل ARK Invest به پایان رساندم، که در آن گزارش ایدههای بزرگ 2026 آنها را بررسی کردیم.
این نوع گفتگویی است که واقعاً شایسته توجه است. نه اضطرابهایی که در داووس میشنوید، و نه بدبینیهای روز قیامتگونهای که رسانههای سنتی را فرا گرفته است. این جایی است که باهوشترین تخصیصدهندگان سرمایه جهان شرطبندی میکنند: با پول واقعی، مدلهای واقعی و اعتقاد تزلزلناپذیر.
اگر گزارش افسانهای "روندهای اینترنت" مری میکر را به خاطر دارید که به "کتاب مقدس" نسلی از سرمایهگذاران فناوری تبدیل شد، پس اسلایدهای "ایدههای بزرگ" کتی آن نقش را به عهده گرفتهاند. اما یک تفاوت کلیدی وجود دارد: میکر آنچه در گذشته اتفاق افتاده را بررسی میکند، در حالی که کتی از قانون رایت برای پیشبینی پنج سال آینده استفاده میکند.
این نیازمند شجاعت است. و او به طور مداوم دقت قابل توجهی را نشان داده است.
اجازه دهید هشت بینش مهم از گفتگوی ما را تشریح کنم.
توجه: کتی یکی از اعضای هیئت علمی در اجلاس فراوانی بود که من تاسیس کردم. رهبرانی مانند او بینشهای عمیقی را سالها قبل از اینکه جریان اصلی شوند به اشتراک میگذارند. صندلیهای اجلاس 2026 ماه آینده تقریباً تمام شده است. برای اطلاعات بیشتر و درخواست کلیک کنید.
این عددی است که شما را شبها بیدار نگه میدارد—البته به روشی مثبت.
ARK پیشبینی میکند که رشد واقعی تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال 2030 به 7٪ برسد. این بیش از دو برابر رشد 3٪ است که در 125 سال گذشته راکد بوده است. کتی معتقد است که حتی این رقم محافظهکارانه است.
نگاهی به تاریخ: از سال 1500 تا 1900، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی جهانی تقریباً 0.6٪ بود. اختراعات بعدی راهآهن، تلفن، برق و موتور احتراق داخلی باعث شد نرخ رشد در قرن و نیم بعدی پنج برابر شود و به 3٪ برسد.
ما اکنون پنج پلتفرم همگرا داریم: رباتیک، ذخیرهسازی انرژی، هوش مصنوعی، بلاک چین و توالییابی چندگانه. هر پلتفرم به تنهایی تصاعدی است. وقتی آنها با هم میآیند، صنایع کاملاً جدیدی را با سرعت ماشین ایجاد میکنند.
وقتی اخیراً در برنامه Moonshots از ایلان ماسک درباره این موضوع نظرش را پرسیدم، دیدگاه او حتی رادیکالتر بود: تولید ناخالص داخلی در دو سال پنج برابر میشود و در ده سال به رشد سه رقمی دست مییابد.
آن شکاکان در داووس—80٪ ناباوران—همچنان به 125 سال تجربه خطی لنگر انداختهاند. دیدگاههای آنها درباره گذشته درست است، اما قضاوتهایشان درباره آینده به طرز فاجعهباری معیوب خواهد بود.
شش ماه پیش، هیچکس درباره مراکز داده فضایی صحبت نمیکرد. اکنون، همه درباره آنها صحبت میکنند.
اهمیت آن اینجاست: برنامه ایلان برای ادغام SpaceX و xAI فقط درباره موشکها یا چتباتها نیست. این درباره ساخت زیرساخت محاسباتی قرن 21 در مناسبترین مکان است—فضای مداری—جایی که پنلهای خورشیدی شش برابر کارآمدتر از زمین هستند.
منحنی هزینه موشکهای قابل استفاده مجدد به شدت در حال سقوط است. قانون رایت همانطور که همیشه به طور مداوم کار میکند: برای هر دو برابر شدن تولید، هزینهها به یک درصد ثابت کاهش مییابد. در زمینه رباتهای صنعتی، هزینهها برای هر دو برابر شدن 50٪ کاهش مییابد.
اما دیو به چیزی اشاره میکند که بیشتر تحلیلگران نادیده میگیرند: محدودیتهای اساسی دیگر پرتاب موشک نیست، بلکه ماسه (استفاده شده برای تراشهها)، منبع تغذیه و ساختار سود در زنجیره ارزش GPU است. TSMC 50٪ میگیرد و NVIDIA 80٪ میگیرد. ایلان در حال برنامهریزی بیسر و صدا برای ساخت کارخانه خودش است تا از همه اینها عبور کند.
وقتی هزینههای پرتاب فاجعهبار، تولید تراشه یکپارچه عمودی و انرژی خورشیدی نامحدود را ترکیب میکنید، مزیت محاسباتیای به دست میآورید که درک آن دشوار است.
این یکپارچگی عظیم است: موشکها + هوش مصنوعی + انرژی + تولید. این چیزی است که وقتی از تفکر جداگانه دست برمیدارید و شروع به تفکر سیستمی میکنید، اتفاق میافتد.
این مهمترین نمودار در کل گزارش "ایدههای بزرگ" است.
طی سال گذشته، هزینههای استنتاج 99٪ کاهش یافته است. هزینههای نرمافزار 91٪ کاهش یافته است: از 3.50 دلار به ازای هر میلیون توکن به 0.32 دلار.
لطفاً این را با دقت در نظر بگیرید: فروپاشی هزینه هوش سریعتر از هر فناوری در تاریخ بشر در حال وقوع است.
قابلیت اطمینان وظایف عوامل هوش مصنوعی تا سال 2025 پنج برابر افزایش یافت، از 6 دقیقه عملکرد خودمختار قابل اعتماد به 31 دقیقه. در حالی که کامل نیست... نرخ موفقیت 80٪ به این معنی است که اگر یک کارمند انسانی بود، مدتها پیش او را اخراج کرده بودید. اما ما در حال حاضر در پرشیبترین قسمت منحنی هستیم.
اینجاست که پارادوکس جوونز وارد میشود: وقتی قیمت چیزی کاهش مییابد، تقاضا برای آن منفجر میشود. ما به سوی آیندهای از استفاده کاهش یافته از هوش مصنوعی نمیرویم، بلکه به سوی عصر هوشمندی که "آنقدر ارزان است که نیازی به اندازهگیری ندارد."
همه میپرسند: وقتی قیمتها به صفر نزدیک میشوند، آیا OpenAI، Anthropic و آزمایشگاههای برتر هنوز میتوانند درآمد خود را حفظ کنند؟
تحلیلگران مصرفکننده کتی قبلاً ترکها را دیدهاند. OpenAI در حال برنامهریزی تبلیغات 60 دلاری CPM (هزینه به ازای هر هزار نمایش) است—سه برابر نرخ فیسبوک—در حالی که Gemini میتواند توسعه خود را با جریان نقدی گوگل یارانه دهد و اجازه دهد که عقب بایستد و سهم بازار را تصاحب کند.
رقابت قبلاً شروع شده است، و تازه شروع شده است.
چین قبلاً مزیت اولیهای در زمینه هوش مصنوعی متن باز به دست آورده است. و این دقیقاً چیزی است که ما "مجبور" به دستیابی به آن بودیم.
وضعیت این است: به دلیل مسائل مالکیت فکری، شرکتهای آمریکایی فروش نرمافزار به چین را متوقف کردند. در نتیجه، چین سیستم خود را ساخت و همه چیز را متن باز کرد. DeepSeek، Qwen… این مدلها اکنون با آزمایشگاههای بسته منبع سطح بالا در ایالات متحده رقابتی هستند.
لحظه DeepSeek به عنوان یک هشدار عمل میکند. سم آلتمن و جنسن هوانگ هر دو هوش الگوریتم آن را تصدیق میکنند—فرصتی برای آزمایشگاههای ایالات متحده فراهم میکند تا آن بینشها را در مدلهای خود تقطیر کنند.
اما یک پویایی عمیقتر در اینجا وجود دارد: در Anthropic و OpenAI، تعداد افرادی که واقعاً در تحقیقات الگوریتم اصلی مشغول هستند بسیار کم است. وقتی همه تحقیقات را در یک محیط در پشت درهای بسته محدود میکنید، جریان ایدهها را خفه میکنید. با 1.4 میلیارد نفر در چین که به طور مداوم در زمینه متن باز آزمایش میکنند، سرعت نوآوری بسیار سریعتر خواهد بود، حتی اگر برخی از این نوآوریها خطرناک باشند.
در همین حال، چین 40٪ از تولید ناخالص داخلی خود را در آنچه رئیسجمهور شی "بهرهوری با کیفیت جدید" مینامد سرمایهگذاری میکند. آنها همچنین 28 راکتور هستهای بزرگ میسازند، در حالی که ایالات متحده هیچیک نساخته است. آزمایشات بالینی آنها در زمینه بیوتکنولوژی نیز از غرب پیشی گرفته است.
این درباره ترس نیست؛ درباره رقابت است. رقابت هر دو طرف را بهتر میکند.
خبر خوب این است که متن باز یک جریان دو طرفه است. ما میتوانیم از آنچه چین میسازد استفاده کنیم، و آنها میتوانند از آنچه ما میسازیم استفاده کنند. نتیجه در لایه برنامه تعیین خواهد شد، و در همه زمینهها به جز TikTok، سیلیکون ولی همچنان بر لایه برنامه تسلط دارد.
پیشبینی صعودی کتی: هر BTC تا سال 2030 به 1.5 میلیون دلار خواهد رسید.
استدلالها به شرح زیر است: طلا در سال گذشته عملکرد استثنایی داشته است و ارزش آن در 24 ماه دو برابر شده است. از نظر تاریخی، طلا معمولاً از BTC بهتر عمل کرده است. با تسریع انتقال ثروت بین نسلی، نسلهای جوانتر به احتمال زیاد داراییهای خود را به "طلای دیجیتال" به جای شمشهای طلای فیزیکی تخصیص میدهند.
سقوط سریع در 10 اکتبر، ناشی از نقص نرمافزار در بایننس، 28 میلیارد دلار از پوزیشنهای اهرمی را از بین برد. این کاهش اهرم اکنون تا حد زیادی کامل شده است و باند آماده است.
اما یک بینش عمیقتر پوشش ریسک در برابر کاهش تورم است. بیشتر مردم BTC را به عنوان پوشش ریسک در برابر تورم درک میکنند: از نظر ریاضی محدود به 21 میلیون سکه، با نرخ رشد سالانه تنها 0.8٪. اما در مورد پوشش ریسک در برابر کاهش تورم چطور؟
2008-2009 را در نظر بگیرید. کاهش تورم فاجعهبار، سقوط قیمت داراییها و ریسک طرف مقابل گسترده. در آن سناریو، پیشنهاد ارزش BTC درباره جلوگیری از چاپ بیش از حد پول نبود، بلکه درباره جلوگیری از فروپاشی مالی سیستمی بود. هیچ ریسک طرف مقابل وجود نداشت، قابل مصادره نبود و بدون سانسور بود.
با رشد ثروت در بازارهای نوظهور و انتقال مردم از به سختی امرار معاش کردن به پسانداز، آنها به طور فزایندهای به BTC روی خواهند آورد. السالوادور فقط آغاز است، نه پایان.
اگر ما از دهه 1970 تا امروز قانون رایت را در مورد انرژی هستهای دنبال میکردیم، هزینه برق در ایالات متحده 40٪ کمتر از الان بود.
لطفاً با دقت فکر کنید: 40٪.
چه اتفاقی افتاد؟ پس از حادثه جزیره سه مایل، ایالات متحده و ژاپن شروع به تنظیم بیش از حد انرژی هستهای کردند. هزینههای ساختوساز که به طور پیوسته در منحنی یادگیری کاهش مییافتند، ناگهان مسیر معکوس را دنبال کردند و شروع به افزایش کردند. ما صنعت انرژی هستهای را درست زمانی که در مسیر درست قرار میگرفت، خفه کردیم.
منطق ریاضی تغییر کرده است. مراکز داده هوش مصنوعی به نیروی پایه نیاز دارند—مقدار زیادی برق. تا سال 2030، سرمایهگذاری تجمعی در زیرساخت برق جهانی باید به 10 تریلیون دلار برسد.
چین به طور همزمان 28 راکتور هستهای بزرگ میسازد. ایالات متحده در حال فعالسازی مجدد تسهیلات تعطیل شده و سرمایهگذاری در راکتورهای کوچک مدولار (SMR) است. برنامه استهلاک در قانون مالیاتی جدید شگفتانگیز است—اگر قبل از سال 2028 ساختوساز را شروع کنید، میتوانید ساختار تولید را در اولین سالی که به بهرهبرداری میرسد به طور کامل مستهلک کنید.
فعالیت اقتصادی اساساً تبدیل انرژی است. هر کسی که به شما میگوید انرژی مضر است، اساساً به شما میگوید که میخواهد به عصر تاریکی برگردد. مسئله این نیست که آیا ما از انرژی بیشتری استفاده میکنیم، بلکه این است که آن انرژی از کجا میآید.
انرژی هستهای، انرژی خورشیدی، انرژی خورشیدی مداری، همجوشی هستهای. ما به همه اینها نیاز داریم.
در حین رانندگی در سانتا مونیکا، من مدام خودروهای Waymo را میشمردم. اکنون روزی حدود 10 تا 12 خودرو میبینم. و در پنج سال؟ من پیشبینی میکنم 80٪ از خودروهای در جاده خودران خواهند بود.
در اینجا محاسبهای است که لرزه بر اندام خودروسازان سنتی میاندازد:
امروز، اوبر تنها 1٪ از کل مایلهای شهری را تشکیل میدهد. برای پوشش آن 1٪، فقط به 140000 خودرو نیاز دارید. برای پوشش 100٪ مایلهای شهری؟ به 24 میلیون خودرو نیاز خواهید داشت.
ایالات متحده در حال حاضر 400 میلیون خودرو دارد و سالانه 15 میلیون خودروی جدید میفروشد. استفاده افزایش یافته از ظرفیت که توسط روبوتاکسیها به ارمغان آورده شده است، درک ما از مالکیت خودروی شخصی را کاملاً پاک خواهد کرد.
تسلا این مسابقه را خواهد برد...بدون حتی یک رقیب نزدیک.
چرا؟ یکپارچگی عمودی. Waymo به تأمینکنندگانی مانند کریپتون و هیوندای متکی است. آنها کمتر از 3000 خودرو در سراسر ایالات متحده دارند. وقتی تقاضا افزایش مییابد، زنجیره تأمین آنها به یک گلوگاه تبدیل میشود.
تسلا یک "ماشین برای ساخت ماشینها" ساخته است. هر قطعه زیر یک سقف تولید میشود. ایلان ماسک این را در اولین—و شاید دومین—برنامه اصلی خود فهمید، مفهومی که صنعت خودروی سنتی هنوز با آن همگام نشده است.
تفاوت هزینه چقدر قابل توجه است؟ در مقیاس، قیمت تسلا 20 سنت به ازای هر مایل خواهد بود. اوبر، از طرف دیگر، به طور متوسط 2.80 دلار به ازای هر مایل در ساعات اوج دارد. این شکاف قیمت جریان نقدی انفجاری برای اپراتورهای رانندگی خودکار ایجاد خواهد کرد.
در اینجا همگرایی دیگری است که هیچکس درباره آن صحبت نمیکند: میلیونها تاکسی سایبری همچنین موتورهای استنتاج و دستگاههای ذخیرهسازی انرژی توزیع شدهای هستند که بین شهرها حرکت میکنند. آنها فقط خودرو نیستند؛ آنها مراکز داده موبایل و تثبیتکنندههای شبکه هستند.
ما آنقدر روی تاکسیهای خودران تمرکز کردهایم که انقلاب تحویلی را که در حال حاضر اتفاق میافتد از دست دادهایم.
Zipline در حال ایجاد موج است: سالانه 4 میلیون تحویل پهپاد خودکار را تکمیل میکند. با شروع تحویل تدارکات پزشکی در رواندا، آنها مرگ و میر مادران ناشی از خونریزی داخلی را بیش از 50٪ کاهش دادهاند. اکنون آنها در سطح جهانی در حال گسترش هستند.
در زمین، من هر روز دهها ربات Coco را در سانتا مونیکا میبینم. همین امر برای Meituan و Starlink صدق میکند. خیابانها به طور فزایندهای شلوغ میشوند.
زمین شلوغ است، اما فضای هوایی باز و سه بعدی است. سر و صدا یک مسئله بزرگ خواهد بود، و هر کسی که بتواند یک پهپاد ساکتتر اختراع کند، بازار بزرگی را خواهد برد.
کامیونرانی خودکار بعدی است. مسیرهای طولانی برای اتوماسیون ایدهآل هستند: قابل پیشبینی، بزرگراه محور و حجم بالا. کمبود راننده یک باگ نیست، بلکه یک سیگنال از بازار است—اتوماسیون اجتنابناپذیر است.
اگر شما یک کارآفرین یا سرمایهگذار هستید، کلید در اینجاست:
ما در یک چرخه تجاری عادی نیستیم. ما در یک نقطه عطف هستیم که تقریباً هر 125 سال یک بار اتفاق میافتد.
آخرین باری که فناوری جهش در رشد تولید ناخالص داخلی را به ارمغان آورد در طول انقلاب صنعتی بود. راهآهن، برق و موتور احتراق داخلی ما را از رشد 0.6٪ به 3٪ رساند.
این بار، پنج پلتفرم به طور همزمان همگرا شدهاند: رباتیک، ذخیرهسازی انرژی، هوش مصنوعی، بلاک چین و چندگانه. هر کدام به طور تصاعدی قدرتمند و متقابلاً تقویت کننده هستند.
بیشتر سرمایهگذاران همچنان به "تعصب اخیر" لنگر انداختهاند—رشد 3٪ در 125 سال. بیشتر سیاستگذاران با معیارهای قدیمی اندازهگیری میکنند. بیشتر تحلیلگران همچنان در سیلوهای صنعتی گرفتار هستند که در زمان واقعی در حال محو شدن و همگرایی هستند.
فرصت در پیشبینی آینده نیست، بلکه در ساخت آن است.
کتی و تیم ARK سالها با شکاکیت مواجه بودهاند برای پیشبینی چیزهایی که قبل از وقوع دیوانه به نظر میرسند: BTC به ارزش 100000 دلار، یک تسلا 400 دلاری، پروکسی هوش مصنوعی که برای شما کد مینویسد.
هدف آنها از بازده سالانه 35٪ در نوآوری مخرب در پنج سال آینده پرخاشگرانه به نظر میرسد. اما اگر حتی نیمی از آنچه ما در مورد آن بحث میکنیم درست درآید، این هدف ممکن است محافظهکارانه به نظر برسد.
سؤال این نیست که آیا این آینده خواهد آمد، بلکه این است که آیا شما قبلاً در آن هستید... یا فقط از کنار خط تماشا میکنید.
من انتخاب کردم که در ساخت شرکت کنم.
به سوی آیندهای پربار به راه افتادن.



بازارها
اشتراک گذاری
این مقاله را به اشتراک بگذارید
کپی لینکX (Twitter)LinkedInFacebookایمیل
استراتژی مایکل سیلور خرید متوسط بیت کوین انجام داد