زمانی که بیوتکنولوژی با تجربه مشتری ملاقات میکند: همکاری bitBiome–Tojo Vikas چه پیامی برای استراتژی CX در تولید پایدار دارد
یک برند عطر جهانی، مواد اولیه "بهصورت پایدار تأمین شده" را وعده میدهد.
تدارکات با نوسانات هزینه دست و پنجه نرم میکند.
تحقیق و توسعه با چرخههای توسعه طولانی روبرو است.
تیمهای CX میشنوند که مشتریان سؤالات ناخوشایندی درباره شفافیت، قابلیت ردیابی و تأثیر اقلیمی میپرسند.
همه سخت کار میکنند.
هیچکس بهطور کامل هماهنگ نیست.
حالا همکاریای را تصور کنید که نه فقط برای نوآوری مولکولها طراحی شده—بلکه برای فروپاشی آن سیلوها.
این همان چیزی است که همکاری استراتژیک بین bitBiome و Tojo Vikas International را شایسته توجه رهبران CX میکند. در سطح ظاهری، این یک مشارکت بیوتکنولوژی در طعمها و عطرها است. در سطح عمیقتر، این یک راهنمای نوآوری مبتنی بر تجربه در اکوسیستمهای پیچیده B2B است.
این مقاله توضیح میدهد که رهبران CX و EX چه چیزی میتوانند بیاموزند از این همکاری—و چگونه آن را درون سازمانهای خود به کار ببرند.
پاسخ کوتاه: این یک مدل توسعه و تجاریسازی مشترک است که نوآوری بیوتکنولوژی را با نیازهای واقعی بازار هماهنگ میکند و اصطکاک را در سراسر زنجیره ارزش کاهش میدهد.
bitBiome و Tojo Vikas بهطور مشترک مواد اولیه استراتژیک طعم و عطر را با استفاده از بیوتکنولوژی شناسایی، توسعه و تجاریسازی خواهند کرد. bitBiome کشف میکروبی پیشرفته و تولید زیستی را ارائه میدهد. Tojo Vikas دههها بینش بازار، روابط مشتری و تخصص تجاریسازی مواد اولیه را به همراه دارد.
برای رهبران CX، این مهم است زیرا شکستهای تجربه در تولید B2B بهندرت با مشتریان شروع میشود. آنها در بالادست شروع میشوند—در تصمیمات تحقیق و توسعه، تأمین منابع و افزایش مقیاس.
پاسخ کوتاه: زیرا ابتکارات پایداری اغلب فناوریمحور هستند، نه تجربهمحور.
در سراسر تحقیقات و کارهای مشاورهای CXQuest، سه نقطه درد تکرارشونده در کسبوکارهای صنعتی و مبتنی بر مواد اولیه ظاهر میشوند:
پایداری تبدیل به یک داستان بازاریابی میشود.
مشتریان آن را بهعنوان تأخیر، افزایش هزینه یا اطمینانهای مبهم تجربه میکنند.
همکاری bitBiome–Tojo Vikas مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد.
پاسخ کوتاه: واقعیت مشتری و بازار را در اولین مراحل نوآوری جاسازی میکند.
بیایید مکانیک CX را در زیر اعلامیه تجزیه کنیم.
پلتفرم bitBiome بیش از 2.5 میلیارد توالی میکروبی را با مهندسی آنزیم و سویه مبتنی بر هوش مصنوعی ادغام میکند. این مقیاس فوقالعادهای است.
اما مقیاس بهتنهایی ارزش ایجاد نمیکند.
Tojo Vikas چیزی را اضافه میکند که رهبران CX اغلب دستکم میگیرند:
دانش متنی مشتری—آنچه فرمولسازان نیاز دارند، آنچه مقررات میخواهند و آنچه برندها واقعاً میتوانند اتخاذ کنند.
این منعکسکننده یک اصل اصلی CXQuest است:
بسیاری از فروپاشیهای CX در "لحظه انتقال" از تحقیق و توسعه به فروش اتفاق میافتد.
این همکاری از طریق طراحی از آن اجتناب میکند.
این امر اصطکاک داخلی را کاهش میدهد و زمان تا ارزش را بهبود میبخشد، یک معیار حیاتی اما کماندازهگیری شده CX در محیطهای B2B.
Tojo Vikas بهطور زودهنگام در زیرساخت بیوتکنولوژی در هند سرمایهگذاری کرده است، از جمله:
اینها تعهدات انتزاعی ESG نیستند.
آنها فعالکنندههای تجربه هستند—زمانهای تحویل کوتاهتر، ردپای کربن کمتر و کیفیت قابل پیشبینی.
برای مشتریان، پایداری دیگر یک وعده نیست و تبدیل به یک نتیجه تکرارپذیر میشود.
پاسخ کوتاه: پلتفرمهای پیشرفته هوش مصنوعی و داده فقط زمانی اهمیت دارند که با وضوح تجربه همراه باشند.
پشته اختصاصی bitBiome—bit-MAP®، bit-GEM و bit-QED—ژنومیک میکروبی، هوش مصنوعی و تولید زیستی مقیاسپذیر را ترکیب میکند.
از دیدگاه CX، سه درس برجسته است.
bitBiome هوش مصنوعی را بهعنوان یک قابلیت مستقل موضعگیری نمیکند. آن را بهعنوان ابزاری برای مقرونبهصرفه بودن، مقیاسپذیری و قابلیت اطمینان موضعگیری میکند.
رهبران CX باید همان سؤالات را بهصورت داخلی بپرسند:
در CX سازمانی، مقیاس اغلب پشت شاخصهای عملکرد عملیاتی پنهان میشود.
اما مشتریان مقیاس را بهعنوان موارد زیر تجربه میکنند:
توانایی bitBiome برای حرکت از کشف میکروبی به تولید زیستی مقیاسشده، شکاف بین هیجان نوآوری و اعتماد مشتری را میبندد.
تأکید bitBiome بر توالیهای جدید که در پایگاههای داده عمومی یافت نمیشوند، نشانه تمایز است—اما همچنین مسئولیت.
در صنایع تنظیمشده مانند طعمها و عطرها، قابلیت ردیابی و قابل توضیح بودن تمایزدهندههای تجربه هستند.
رهبران CX باید شفافیت را بهعنوان یک نیاز طراحی در نظر بگیرند، نه یک فکر بعدی انطباق.
پاسخ کوتاه: با رفتار با تأسیسات، نه بازاریابی، بهعنوان داراییهای اعتمادساز.
ردپای تولید Tojo Vikas از تخمیر، جداسازی و شیمی سبز در مکانهای متعدد پشتیبانی میکند.
این سه کار حیاتی CX را انجام میدهد:
اغلب، از تیمهای CX خواسته میشود "پایداری را بهتر ارتباط دهند."
این همکاری حرکت قویتری را نشان میدهد: مهندسی پایداری در تحویل.
CXQuest یک چارچوب ساده الهامگرفته از این همکاری پیشنهاد میکند.
این حلقه نوآوری را به یک سیستم زنده CX تبدیل میکند، نه یک خط لوله خطی.
پاسخ کوتاه: بیشتر شکستها از عادات سازمانی میآیند، نه شکافهای فناوری.
مدل bitBiome–Tojo Vikas از این تلهها با هماهنگ کردن چه کسی میسازد، چه کسی میفروشد و چه کسی خدمت میکند از روز اول اجتناب میکند.
پاسخ کوتاه: زیرا هر صنعتی در حال تبدیل شدن به یک صنعت تولید زیستی است.
از غذا و لوازم آرایشی تا مواد و داروسازی، بیوتکنولوژی از جایگاه تخصصی به هسته حرکت میکند.
رهبران CX که این تغییر را زودهنگام درک کنند:
این درباره دانستن آنزیمها نیست.
این درباره طراحی تجربیات در بازارهای علممحور است.
بیوتکنولوژی بر سرعت، قابلیت اطمینان، ثبات هزینه و پایداری تأثیر میگذارد—همه محرکهای اصلی CX در زنجیرههای تأمین پیچیده.
زیرا CX بهعنوان ارتباط پاییندست به جای طراحی بالادست در سراسر تحقیق و توسعه و عملیات در نظر گرفته میشود.
هوش مصنوعی کشف و بهینهسازی را تسریع میکند، اما فقط زمانی ارزش CX ارائه میدهد که به نتایج روشنی مانند در دسترس بودن و مقرونبهصرفه بودن مرتبط باشد.
با جاسازی بینشهای مشتری در حکمرانی کشف و توسعه مرحله اولیه.
بله. مشتریان بهطور فزایندهای برندها را بر اساس اعتبار زیستمحیطی که از طریق تحویل تجربه میشود، ارزیابی میکنند، نه ادعاها.
در CXQuest، ما معتقدیم که آینده تجربه مشتری بسیار قبل از اینکه مشتری سفارش دهد ساخته خواهد شد.
همکاری bitBiome–Tojo Vikas یک یادآوری قدرتمند است:
زمانی که فناوری پیشرفته با بینش واقعی بازار ملاقات میکند، CX دیگر یک بخش نیست—و تبدیل به یک سیستم میشود.
پست bitBiome–Tojo Vikas: What This Biotech Partnership Means for CX-Led Sustainable Manufacturing ابتدا در CX Quest ظاهر شد.


