برای سالها، بازاریابی با یک فرمول آشنا هدایت میشد: یک تبلیغ بسازید، برای دسترسی هزینه کنید و امیدوار باشید که تبدیل شود. این روش کار میکرد تا زمانی که دیگر کار نکرد. با تکامل الگوریتمها و مصون شدن مخاطبان در برابر تبلیغات سنتی، برندها شروع به درک چیزی ناخوشایند کردند. آینده دیده شدن از طریق هزینه تبلیغاتی خریداری نمیشود. بلکه از طریق کلیپینگ به دست میآید.
این درک، ظهور عصر کلیپینگ را آغاز کرد. Clipping Agency توسط نبیل احمد تاسیس شد. او یک کارآفرین با تجربه است که کسبوکارهای موفق متعددی در زمینههای روابط عمومی، بازاریابی، رسانه و موارد دیگر ایجاد کرده است.
با این حال، کلیپینگ دقیقاً چیست؟
در اصل، کلیپینگ نحوه گردش محتوا در آنلاین را متحول میکند. به جای تکیه بر یک حساب منفرد یا قرارگیری پولی، یک شبکه محتوای غیرمتمرکز میسازد. دهها، گاهی صدها خالق کوچک که به عنوان کلیپر شناخته میشوند، ویدیوهای بلند برند را میگیرند و آنها را به کلیپهای کوتاه و وایرال برای پلتفرمهایی مانند TikTok، YouTube Shorts، Instagram Reels و X ویرایش مجدد میکنند. هر کلیپ نام یا پیشنهاد سازنده را حمل میکند و دیده شدن را به روشهایی که بازاریابی سنتی نمیتواند با آن برابری کند، چند برابر میکند.
اختلال در اینجا متوقف نمیشود. آنچه کلیپینگ را بسیار موثر میکند، هماهنگی با اقتصاد توجه مدرن است. مخاطبان امروزی به کمپینهای صیقلی پاسخ نمیدهند؛ آنها به صداهای انسانی، ویرایشهای معمولی و داستانگویی قابل درک پاسخ میدهند. این دقیقاً همان چیزی است که این مدل ارائه میدهد. هر کلیپ شخصی به نظر میرسد زیرا توسط یک خالق که با لحن خود به دنبالکنندگان خود صحبت میکند، شخصاً تفسیر مجدد میشود. این تأثیری است که ارگانیک به نظر میرسد، نه سازماندهی شده.
این مدل فقط دسترسی را گسترش نمیدهد، بلکه آن را دموکراتیک میکند. کلیپرها کارآموز یا ربات تبلیغاتی نیستند. آنها خالقان مستقلی هستند که پرداخت دریافت میکنند، معمولاً از طریق پلتفرمهایی مانند Whop.
این یک برد-برد است: برندها دیده شدن ارگانیک و مداوم به دست میآورند؛ کلیپرها مستقیماً از ارزشی که ایجاد میکنند درآمد کسب میکنند. آنچه زمانی محدود به تبلیغات پولی بود، اکنون توسط جامعهای هدایت میشود که واقعاً در نتیجه سرمایهگذاری کرده است.
خود سیستم مانند ساعت کار میکند. و Clipping Agency در خط مقدم این موضوع قرار دارد. این شرکت قوانین پرداخت، کتابخانههای محتوا و دستورالعملهای ارسال را مدیریت میکند. سپس خالقان را استخدام و آموزش میدهد تا فیلمهای تایید شده را به محتوای کوتاه جذاب ویرایش مجدد کنند. هر کلیپ برای تعامل، دسترسی و تبدیلها ردیابی میشود.
این فرآیند تصادفی نیست؛ دادهمحور، نظارتشده بر عملکرد و بینهایت مقیاسپذیر است. پس از راهاندازی، به صورت 24/7 کار میکند و محتوا را در فیدهای بیشماری بدون پرداخت برای تبلیغات توزیع میکند.
برای بازاریابان، این بیش از یک تاکتیک جدید است. این یک تغییر کامل در طرز تفکر است. بازاریابی سنتی برای جلب توجه هزینه میکند. Clipping Agency برای حفظ آن همکاری میکند. به جای بودجههای تبلیغاتی متمرکز، آنها اکوسیستمهای خالق غیرمتمرکز با خدمات کلیپینگ خود ایجاد میکنند.
به جای اجاره فضا در پلتفرمهای اجتماعی، آنها شبکههایی میسازند که به طور مداوم دسترسی را چند برابر میکنند. این بازاریابی بدون واسطه است، سریعتر، ارزانتر و بسیار معتبرتر.
خالقان برتر قبلاً ثابت کردهاند که این مدل کار میکند. اینفلوئنسرهایی مانند ایمان گدژی و اندرو تیت اکوسیستمهای کاملی را حول کلیپینگ ساختهاند و بدون تکیه به هزینه تبلیغاتی سنتی بر فیدها مسلط شدهاند. موفقیت آنها فقط یک روند نیست. بلکه شواهدی است که توزیع مقیاسپذیر و انسانمحور شانس الگوریتمی را به عنوان مسیر جدید وایرالیتی جایگزین کرده است.
Clipping Agency این تغییر را به زیرساخت تبدیل میکند. این شرکت با برندها و خالقان کار میکند، کلیپرها را استخدام و آموزش میدهد و ارتشی میسازد که محتوای مرتبط از مشتریان را در صدها حساب ارسال کرده و توجه گستردهای ایجاد میکند.
و با اجرای همه اینها به روشی سادهتر و در دسترستر، Clipping Agency فقط بازاریابی را مختل نمیکند. بلکه نسل بعدی آن را میسازد. تا سال 1405، به نظر میرسد کلیپینگ به اندازه شرکتهای بازاریابی دیجیتال رایج شود. زیرا وقتی توجه ارز است، تنها استراتژی که در بلندمدت کار میکند، استراتژیای است که به کسب آن ادامه میدهد.
در عصری که دسترسی پولی در حال محو شدن است، برندگان جدید کسانی هستند که جوامعی میسازند که خودشان را مقیاس میدهند، یک کلیپ، یک خالق و یک داستان مشترک در یک زمان.


