من در دهه ۱۹۶۰ به دنیا آمدم و اگر بگویم دنیا دستخوش تغییرات عظیمی شده است، کم گفتهام. ما بدون تلفن همراه، بازیهای ویدیویی، کامپیوترهای شخصی، ایمیل، چت و اینترنت بزرگ شدیم. به یاد دارم در اوایل دهه ۱۹۸۰، پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، برخی از همکلاسیهایمان برای تحصیل به مانیل رفتند. از آنجا که هنوز ایمیل و تلفن همراه وجود نداشت، ما با نوشتن نامه با یکدیگر در تماس بودیم. نامهها را با دست مینوشتیم و پست میکردیم، و یک هفته طول میکشید تا نامهها به مانیل برسند. پس از دریافت نامهها، یک یا دو هفته طول میکشید تا پاسخ بنویسند و پس از ارسال، یک هفته دیگر طول میکشید تا ما آن را دریافت کنیم. بنابراین، نوشتن و دریافت پاسخ معمولاً حدود یک ماه طول میکشید.
نسل امروز چنین صبری ندارد. وقتی پیامک میفرستند یا چت میکنند، عادت دارند ظرف یک دقیقه پاسخ دریافت کنند. اگر پس از چند دقیقه پاسخی دریافت نکنند، تماس میگیرند و میپرسند چرا پاسخی نیامده است. و این صرف نظر از اینکه فرد در مانیل باشد یا نیمی از دنیا آنطرفتر، صادق است.
وقتی در دانشگاه بودم، رویایم داشتن یک کتابفروشی بود و بیشتر حقوق من صرف خرید صفحهها و کتاب میشد. اکنون بیشتر کتابفروشیها از بین رفتهاند و موسیقیدانان کمی مشتاق ساخت یا فروش صفحههای فیزیکی هستند. اما همانطور که چیزها تغییر میکنند، برخی چیزها یکسان میمانند. هنرمند صد سال پیش با برگزاری کنسرت درآمد کسب میکرد. ظاهراً امروزه، بیشتر موسیقیدانان اکنون نه با ساخت صفحه، بلکه با اجرای کنسرتهای زنده درآمد کسب میکنند.
امروزه، یک پیشرفت عظیم دیگر وجود دارد که میلیونها شغل را تهدید میکند — هوش مصنوعی یا AI. یک سرمایهگذار خطرپذیر مشهور، وینود خوسلا، حتی جرأت کرد بگوید که بیشتر مشاغل اداری ممکن است در پنج سال از بین بروند. منشیها یا اپراتورهای تلفن دیگر مورد نیاز نیستند. افرادی که در پشتیبانی فنی هستند میتوانند به طور کلی جایگزین شوند زیرا ماشینها تماسها را پاسخ میدهند و مانند انسانها گفتگو میکنند یا به ایمیلها پاسخ میدهند. کامپیوترها اکنون میتوانند پاورپوینت، نامه و حتی پایاننامه بسازند. آنها حتی میتوانند قراردادهای حقوقی را به سرعت تهیه کنند. آنها میتوانند کسبوکارها را تحلیل کرده و اسناد را بررسی کنند. آنها حتی میتوانند تصاویر یا ویدیوها را بدون نیاز به بازیگری بسازند.
این امر بهویژه برای کشور ما تهدیدآمیز است، زیرا برخلاف بیشتر همسایگان آسیایی ما، مانند چین، ویتنام یا تایلند، که با ساخت کارخانهها و تولید ماشینها، اتومبیلها، لباسها، غذا و محصولات مصرفی که در سراسر جهان فروخته میشوند، پیشرفت کردهاند. فیلیپین در تولید عقب مانده است. در عوض، نوع متفاوتی از سرمایهگذاری را جذب کرد — BPO یا برونسپاری فرآیندهای تجاری. تا پایان ۲۰۲۵، گزارش شد که بیش از ۳۵ میلیارد دلار و نزدیک به ۲ میلیون شغل توسط BPO ایجاد شده است. آسمانخراشهای درخشان در پارک فناوری اطلاعات سبو و شهر جهانی بونیفاسیو در شب روشن میشوند و گواه این واقعیت هستند که ما در این صنعت موفق بودهایم.
چند سال آینده برای فیلیپین حیاتی خواهد بود. قبل از اینکه انقلاب صنعتی به انگلستان برسد، حدود ۵۰٪ از جمعیت در صنعت نساجی فعالیت داشتند. بیشتر آنها از دست دادن شغل خود به دلیل صنعتی شدن میترسیدند. پس از ۲۰۰ سال، توانایی ساخت لباس اکنون تا حد زیادی خودکار شده و بیش از صد برابر سریعتر است. اما مردم از داشتن کمتر از ۱۰ تکه لباس در طول عمر خود به خرید ۱۰ تکه در یک زمان رسیدند. میلیونها نفر اکنون در این صنعت مشغول به کار هستند. اگر بدانیم چگونه تنظیم کنیم، صنعت BPO ما میتواند به طور عظیمی رشد کند — یا یک میلیون نفر بیکار میشوند.
نمونه دیگر صنعت بانکداری است. صد سال پیش، همه چیز دستی بود و یک بانک با چند صد کارمند و تعداد انگشتشماری شعبه قبلاً بزرگ و پیچیده برای مدیریت در نظر گرفته میشد. سپس نوآوریها آمدند — کامپیوترها، شبکهها، اینترنت، بانکداری الکترونیکی، شمارندههای پول. ناگهان فقط یک نفر به جای چند نفر میتوانست چند میلیون اسکناس را بشمارد و میتوانند این کار را با دقت بیشتری انجام دهند. ناگهان، به جای روزها برای ارسال پول به شعبه دیگر یا انتقال پول شما، اکنون ثانیهها طول میکشد. اما همان پیشرفت پشت بهرهوری عظیم باعث شد افراد بیشتری به بانکداری وابسته شوند و بانکها اکنون به هزاران شعبه در سراسر جهان رشد میکنند و میلیونها نفر بیشتر مشغول به کار میشوند. آیا AI همین کار را خواهد کرد؟
سپس صنعت رستورانداری وجود دارد. شصت سال پیش، سفر به یک رستوران به این معنی بود که شما غذا سفارش میدهید و آنها آن را میپختند. یک رستوران با ۲۰ کارگر به ۱۰۰ مهمان غذا میداد و بیشتر مشتریان یک ساعت میماندند تا از شام لذت ببرند. اکنون یک رستوران فستفود با اندازه مشابه، با همان تعداد خدمه، میتواند بیش از ۱,۰۰۰ تا ۲,۰۰۰ وعده غذایی سرو کند و بسیاری بلافاصله در پیشخوان هنگام سفارش سرو میشوند و مشتریان میتوانند غذای خود را تمام کرده و رستوران را در ۱۵ دقیقه ترک کنند.
هوش مصنوعی چه چیزی برای ما در پیش دارد؟ آیا این بدان معناست که با وجود کافی از آن، همه ما میتوانیم از استانداردهای زندگی عالی لذت ببریم و حتی بیشتر درآمد کسب کنیم حتی اگر فقط سه روز در هفته کار کنیم؟ یا میلیونها نفر بیکار میشوند؟ این واقعاً به نحوه بازآموزی و تنظیم روش کار و صنایع ما بستگی دارد. میتواند به طور عظیمی کشور را به وضعیت توسعهیافته برساند یا میتواند ما را به اعماق حتی پایینتر بکشاند.
این مقاله منعکسکننده نظر شخصی نویسنده است و موضع رسمی انجمن مدیریت فیلیپین یا MAP را منعکس نمیکند.
ویلسون پی. انگ، عضو MAP، رئیس و مدیر عامل شرکت توسعه نگ خای، یک یکپارچهساز سیستمهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در جنوب فیلیپین است. او همچنین شرکتهای مختلفی را در BPO که به شرکتهای ژاپنی و آمریکایی در کابلکشی شبکه، لجستیک و انبارداری سردخانه خدمات ارائه میدهند، رهبری میکند.
map@map.org.ph
wilson@ngkhai.com


